
سلام.. سلام...سلام...
خوبین ....من خییییلی حالم خوبه
خیییلی دلم براتون تنگ شده 
دیروز ساعت ۱۰ من به دنیا اومدم 
یعنی ۱۲ سال پیش همچین زمانی بچه ای
چشم هایش رو وا کرد و به این دنیای زیبا سلامی کرد 
راه رفتن
...سخن گفتن ...
درک مفاهیم برایم بسیار
سخت و دشوار بود ..
اما من سعی کردم با شیرین کردن زندگی این کار ها رو
ساده و آسان کنم 
حالا موافقید جشن بگیریم 
پس همه دس....
دس
....
دس
..اوووووووووووو 
حالا بیایین وسط
مهرآرا ...فرزانه ... ....زهرا
شما کجایین بدوین بیایید..
آهگ به این باحالی 
خب دیگه به مادراتون گفتم باید زود بیان دنبالتون 
پس بدوین که میخوام هدیه هامو وا کنم ....
همتون هدیه آوردین ؟؟؟؟
باز تو یادت رفت هدیه بیاری؟؟؟
اشکالی نداره این دفعه رو بخشیدم 
وااااااای مهرآراجون خجالت زدم کردی ..
خییییییلی خوشگله ..ممنون

ممنون فرزانه جون هدیه ی تو هم خیییییلی نازه

حالا میخوام کیکمو ببرم ...صبر کنین اول فوت کنم 
حالا یه آرزوووووووووووووووووو
هوووووورررررررررااااااااااااا

کیکش خییییییلی خوشمزه هست ...
خوب دیگه خییییییلی خوش گذشت ..
خوردیم 
و بهمون حسابی
خوش گذشت
تو ادامه مطلب تولد واقعیمو نوشتم
نظر یادتون نره
بای


